این هنرمند در نوجوانی با هاوکنی در لس‌آنجلس آشنا شد. اکنون، شلسینگر درباره‌ی رابطه‌ی پیچیده‌ی آن‌ها صحبت می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه به موضوع برخی از برجسته‌ترین آثار معلم سابقش تبدیل شد.


رشد آرت - تیم تحریریه | وقتی درباره دیوید هاکنی صحبت می‌کنیم، معمولاً نخستین تصاویری که به ذهن می‌رسند استخرهای آبی لس‌آنجلس، خانه‌های آفتاب‌گیر کالیفرنیا و رنگ‌های زنده‌ای هستند که به امضای بصری این هنرمند بریتانیایی تبدیل شدند. اما پشت بخشی از این آثار، داستانی شخصی‌تر نیز وجود دارد؛ داستانی که با پیتر شلزینگر، هنرمند و مدل آمریکایی، گره خورده است.

هاکنی و شلزینگر در سال ۱۹۶۶ با یکدیگر آشنا شدند. این آشنایی به رابطه‌ای پنج‌ساله انجامید و شلزینگر در همین دوره به یکی از چهره‌های مهم در زندگی شخصی و هنری هاکنی تبدیل شد. حضور او در تعدادی از شناخته‌شده‌ترین آثار هاکنی باعث شد نامش برای همیشه با بخشی از تاریخ هنر معاصر پیوند بخورد.

اما داستان پیتر شلزینگر فقط داستان «موزه» یک نقاش مشهور نیست. او بعدها به عنوان هنرمند، عکاس، نقاش و مجسمه‌ساز مسیر مستقلی را دنبال کرد و در سال‌های اخیر نیز توجه بیشتری به آثار خودش جلب شده است.

شلزینگر در مصاحبه جدیدش با The Times، وقتی از او درباره عنوان «موزه» پرسیده‌اند، خیلی صریح گفت:

از واژه muse متنفر بودم و حتی مفهومش را هیچ‌وقت درک نکرده ام. ترجیح می‌دهم به عنوان یک object یا به تعبیر دقیق‌تر، «سوژه» دیده شوم. 
چرا این واژه برایم آزاردهنده است؟ چون وقتی می‌گوییم «پیتر شلزینگر، موزه دیوید هاکنی»، ناخواسته این تصویر ایجاد می‌شود که هاکنی هنرمند بوده و شلزینگر صرفاً منبع الهام او.
درحالی‌که خودم یک هنرمندم و در زمینه‌های نقاشی، عکاسی، مجسمه‌سازی و سرامیک فعالیت کردم. حتی در سال‌های اخیر آثار مستقلی داشتم که بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. 

The Art Newspaper نیز دقیقاً به تلاش او برای بیرون آمدن از سایه شهرت هاکنی اشاره کرده است.

پیتر شلزینگر کیست؟

پیتر شلزینگر در سال ۱۹۴۸ در لس‌آنجلس متولد شد و در جوانی به تحصیل هنر پرداخت. او در سال ۱۹۶۶، زمانی که ۱۸ سال داشت، در دوره‌ای هنری در دانشگاه کالیفرنیا شرکت کرد؛ دوره‌ای که دیوید هاکنی نیز در آن تدریس می‌کرد.

هاکنی در آن زمان ۲۸ ساله بود و پس از آشنایی با شلزینگر، رابطه‌ای میان آن‌ها شکل گرفت که حدود پنج سال ادامه داشت. شلزینگر بعدها همراه هاکنی به انگلستان رفت و در مدرسه هنر اسلید در لندن به تحصیل پرداخت.

این دوره برای هر دو نفر اهمیت زیادی داشت. هاکنی در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان یکی از چهره‌های مهم هنر بریتانیا بود و شلزینگر نیز در حال شکل دادن به مسیر هنری خودش بود.

 Portrait of an Artist (Pool with Two Figures)


این نقاشی در سال ۲۰۱۸ در حراج کریستیز نیویورک به قیمت ۹۰.۳ میلیون دلار فروخته شد و برای مدتی رکورد گران‌ترین اثر فروخته‌شده از یک هنرمند زنده را در اختیار داشت.

شلزینگر؛ «موزه» یا یک هنرمند مستقل؟

یکی از نکات جالب درباره پیتر شلزینگر این است که خودش علاقه چندانی ندارد صرفاً با عنوان «موزه دیوید هاکنی» شناخته شود.
در واقع، فعالیت هنری شلزینگر بسیار گسترده‌تر از نقش او در زندگی هاکنی است. او در زمینه‌هایی مانند نقاشی، عکاسی، مجسمه‌سازی و سرامیک فعالیت داشته و آثار خودش را نیز ارائه کرده است.
در سال‌های اخیر، توجه بیشتری به فعالیت‌های هنری مستقل او شکل گرفته است. برای نمونه، آثار شلزینگر در رویدادهای هنری و طراحی مورد توجه قرار گرفته‌اند و در سال ۲۰۲۴ نیز یکی از آثار او جایزه طراحی معاصر PAD London را دریافت کرد.

به همین دلیل، شاید دقیق‌تر باشد که شلزینگر را نه فقط به عنوان «موزه هاکنی»، بلکه به عنوان هنرمندی مستقل بدانیم که بخشی از زندگی‌اش در یکی از مهم‌ترین فصل‌های هنری هاکنی قرار گرفته است.

پایان رابطه و تأثیر آن بر آثار هاکنی

رابطه هاکنی و شلزینگر در سال ۱۹۷۱ به پایان رسید. جدایی آن‌ها تأثیر عمیقی بر هاکنی گذاشت و این دوره از زندگی او بعدها در فیلم A Bigger Splash به کارگردانی جک هازان نیز بازتاب پیدا کرد.
این فیلم که در اوایل دهه ۱۹۷۰ ساخته شد، ترکیبی از مستند و بازسازی داستانی زندگی هاکنی بود و تلاش می‌کرد فضای شخصی و حرفه‌ای او را در دوره‌ای حساس به تصویر بکشد. منابع هنری، پایان رابطه هاکنی و شلزینگر را یکی از زمینه‌های مهم شکل‌گیری این فیلم می‌دانند.
اما هنر هاکنی پس از این رابطه متوقف نشد. برعکس، او در دهه‌های بعد مسیر بسیار گسترده‌ای را طی کرد و از نقاشی و طراحی تا عکاسی و هنر دیجیتال را تجربه کرد.

چرا داستان هاکنی و شلزینگر برای تاریخ هنر اهمیت دارد؟

اهمیت این رابطه فقط در زندگی خصوصی دو هنرمند نیست.
این داستان نشان می‌دهد که چگونه زندگی شخصی یک هنرمند می‌تواند با شیوه نگاه او به انسان‌ها و محیط اطرافش درهم‌تنیده شود. در آثار هاکنی، آدم‌ها صرفاً شخصیت‌های ناشناس نیستند؛ بسیاری از آن‌ها دوستان، اعضای خانواده یا افرادی هستند که هنرمند ارتباطی واقعی با آن‌ها داشته است.
شلزینگر نیز در این میان جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. او هم موضوع نقاشی‌های هاکنی بود، هم عکاس لحظاتی از زندگی هنرمند و هم در نهایت هنرمندی با هویت مستقل خودش.
به همین دلیل، رابطه آن‌ها را می‌توان بخشی از تاریخ شکل‌گیری زبان تصویری هاکنی دانست، نه صرفاً یک حاشیه زندگی شخصی.

با این حال، شاید مهم‌ترین نکته این باشد که شلزینگر نیز در نهایت از سایه شهرت هاکنی فاصله گرفت و مسیر هنری خودش را ساخت.
داستان این دو نفر در نهایت یادآوری جالبی از یک واقعیت در تاریخ هنر است: گاهی یک انسان وارد زندگی هنرمند می‌شود و برای مدتی کوتاه یا طولانی، بخشی از جهان تصویری او را تغییر می‌دهد؛ اما این به آن معنا نیست که هویت آن انسان باید برای همیشه در نسبت با هنرمند دیگری تعریف شود.

داستان دیوید هاکنی و پیتر شلزینگر یکی از نمونه‌های جالب پیوند زندگی شخصی و آفرینش هنری در هنر معاصر است. شلزینگر در دوره‌ای مهم از زندگی هاکنی حضور داشت و تصویر او در برخی از مشهورترین آثار این هنرمند ثبت شد.

اما میراث شلزینگر به این رابطه محدود نمی‌شود. او مسیر هنری خودش را دنبال کرد و به عنوان هنرمندی مستقل در حوزه‌های مختلف فعالیت کرد.
شاید همین دوگانگی، این داستان را جذاب‌تر می‌کند: یک نفر می‌تواند هم بخشی از داستان یک هنرمند بزرگ باشد و هم داستان هنری خودش را داشته باشد.