آیا واژه AI Art بار معنایی دارد؟
7 ساعت پیش · · خواندن 7 دقیقه در طی چند سال اخیر و با ظهور هوش مصنوعی و ایجنت هایش، ما شاهد پدیده ای به نام "هنر هوش مصنوعی"(AI Art) هستیم. مسئله و سوال اصلی این است: آیا "هنر هوش مصنوعی" واژه درستی است؟
ظهور هنر هوش مصنوعی؛ کی این واژه برای نخستین بار عنوان شد؟
اگر به دنبال این باشیم که «AI Art» برای اولین بار دقیقاً چه زمانی و توسط چه کسی بهعنوان یک اصطلاح به کار رفت، شواهد تاریخی موجود به ما اجازه نمیده با اطمینان بگیم «فلان شخص در فلان سال برای اولین بار این عبارت را ساخت». منابع معتبر معمولاً تاریخچهی هنرِ مبتنی بر AI را بررسی میکنند، نه نخستین ثبت واژهی دقیق AI Art.
با این وجود، در منابع دیجیتال و دانشگاهیِ قابلدسترس، قدیمیترین نمونهی مشخص و قابل استناد که فعلاً میتوان برای خودِ عبارت دقیق «AI art» معرفی کرد، مربوط به سال ۲۰۰۷ است.
این جمله، عنوان یک مقاله در دهمین کنفرانس بینالمللی Generative Art در سال ۲۰۰۷ است:
“How the Ai art works?” — William Yip
نام William Yip، استرالیا، و همین عنوان در آرشیو رسمی مقالات کنفرانس ثبت شده است. نسخهی الکترونیکی کتاب مقالات کنفرانس نیز عنوان را در فهرست آثار GA2007 ثبت کرده و مشخص میکند که این مقاله در Part 2، صفحه 25 قرار داشته است.
بنابراین، اگر بخواهیم ادعایی کاملاً محتاطانه و قابل دفاع برای شما بنویسم، اینگونه عنوان می کنم که یکی از قدیمیترین کاربردهای مستند و قابل دسترسی از عبارت دقیق “AI art” رو میتوان در سال ۲۰۰۷، در عنوان مقالهای از William Yip با نام “How the Ai art works?” در دهمین کنفرانس بینالمللی Generative Art یافت.
اما این لزوماً به معنی «اولین کاربرد تاریخ» نیست.
کسی نمیتواند بر اساس شواهد فعلی ادعا کند که William Yip نخستین شخصی بوده که عبارت AI Art را در تاریخ به کار برده است.
دلیلش این است که آرشیو متون چاپی و دیجیتال دهههای ۱۹۸۰، ۱۹۹۰ و اوایل ۲۰۰۰ کامل نیست و موتورهای جستوجو نیز تمام کتابها، کاتالوگها و مجلات قدیمی را به نمایش در نمیکنند.
اصطلاح «AI Art» احتمالاً از خودِ هنر AI جوانتر است
هنر مبتنی بر هوش مصنوعی خیلی قبلتر از عبارت «AI art» وجود داشته است.
مثلاً هارولد کوهن (Harold Cohen) از اواخر دههی ۱۹۶۰ روی سیستم آرون (AARON) کار میکرد. نسخههای اولیهی این سیستم در دههی ۱۹۷۰ توسعه پیدا کردند و آرون به یکی از نخستین سیستمهایی تبدیل شد که با هدف تولید مستقل آثار هنری طراحی شده بود. کارنیجی ملون (Carnegie Mellon) حتی آرون را «اولین نمونه از نوع خود در جهان» توصیف میکند.
موزه وایتنی (Whitney Museum) نیز آثار کوهن رو در تاریخچهی خود ثبت کرده و آرون را بخش مهمی از فعالیت او بهعنوان هنرمند کامپیوتری معرفی میکند.
در دههی ۱۹۹۰ زبان دیگری استفاده میشد
وقتی به ادبیات دههی ۱۹۹۰ نگاه میکنیم، میبینیم که پژوهشگران الزاماً از عبارت AI art استفاده نمیکردند.
یکی از منابع بسیار مهم، Stephen Wilson, “Artificial Intelligence Research as Art” (1995) است.
این مقاله در جلد دوم فصل چهارم Stanford Humanities Review منتشر شد و موضوع رابطهی AI و هنر را بهصورت جدی بررسی میکرد. کتابخانهی کورنل (Cornell) نیز این مقاله را با همین مشخصات در فهرست منابع خود ثبت کرده است.
اما عنوانش Artificial Intelligence Research as Art است، نه AI Art. این تفاوت بسیار مهم است.
مقالهی استفان ویلسون نشان میدهد که مفهوم و گفتمان هنر و هوش مصنوعی دستکم در سال ۱۹۹۵ کاملاً وجود داشته، اما این هنوز مدرکی برای اولین استفاده از عبارت کوتاهشدهی «AI art» نیست. پژوهشهای بعدی نیز همین مقالهی ۱۹۹۵ را بهعنوان یکی از منابع اولیه در تاریخ AI art ارجاع میدهند.
آیا AI یک ابزار است یا خلق کنندهِ اثر؟
حال که کمی با پیشینه واژه AI art آشنا شدیم، بهتره که به یکی از سوالات تکراری اما مهم دنیای هنر برسیم.
برای جواب این سوال بهتره به نقل قولی از خود هارولد کوهن اشاره کرد که در مقالهی Parallel to Perception در سال ۱۹۷۳ مینویسد:
«ابزارها عموماً برای گسترش یا محدود کردن برخی کارکردهای انسانی به کار میروند؛ اما از میان ابزارهای بسیاری که انسان اختراع کرده، تنها کامپیوتر این توانایی را دارد که کارکردهایی موازی با ذهن انجام دهد؛ بنابراین استقلال آن کاملاً موهوم نیست.»
کوهن کامپیوتر را صرفاً یک قلممو یا دوربین نمیدانست. برای او مسئله این بود که کامپیوتر میتواند بخشی از فرایند تصمیمگیری را خودش انجام دهد. Art Basel هم این بخش از دیدگاه کوهن را در بررسی میراث آرون نقل میکند.
اما سوال دیگری که پیش می آید این است که اگر ابزار بتواند بخشی از «تصمیمگیری» را خودش انجام دهد، آیا هنوز فقط ابزار است؟
در عصر معاصر، رفیک انادول(Refik Anadol) گزینهی بسیار خوبی برای نقل قول است.
او در مصاحبهای با Creative Review دربارهی رابطهاش با AI میگوید:
«برای من، AI ابزاری است که به من اجازه میدهد یک همکار جدید خلق کنم...»
و ادامه میدهد که از AI بهعنوان چیزی شبیه رنگ، فرم، ماده و مجسمه استفاده میکند.
اینجا یک تناقض جالب داریم. AI ابزار است اما ابزاری که خودش میتواند به «همکار» تبدیل شود. این دقیقاً همان چیزی است که موضوع رو بحث برانگیز می کند.
انادول در مصاحبهی دیگری با McKinsey حتی AI را نوعی “ماشین رویاها” توصیف میکند؛ ماشینی که از دادهها چیزی شبیه رؤیا تولید میکند. او میگوید AI برایش ابزاری است برای پرسیدن اینکه «فراتر از واقعیت چیست؟»
پس وقتی میگوییم «AI Art»، دقیقاً از چه چیزی حرف میزنیم؟ هنری که انسان با یک ابزار ساخته؟ هنری که انسان و ماشین با هم ساختهاند؟ یا هنری که در آن ماشین به یک عامل خلاق تبدیل شده است؟
اگر ماشین قصد هنری ندارد، خروجی آن میتواند هنر باشد؟
موضوعی که اکنون مشهوده اینه که خروجی هوش مصنوعی، ترکیبی از داده ها و اطلاعات از سراسر جهان و اینترنت است. ما هرچه از هوش مصنوعی دریافت می کنیم همگی از پیش وجود داشته و هوش مصنوعی با ادغام یا کنار هم آوردن مطالب موردنظر ما، خروجی مورد نیاز را می دهد.
وقتی هوش مصنوعی برپایه اطلاعات از پیش ثبت شده ست، چطور می تواند یک اثر نو، خلاقانه و غیر تکراری بسازد؟ این همان موضوعی است که دو واژه AI و Art رو در مقابل همدیگر قرار می دهد.
با این حال، در گفتوگویی که Tufts با چند هنرمند دربارهی AI انجام داده، نت هریسون میگوید:
«فکر میکنم AI یک ابزار است؛ شاید چیزی بیش از آن. شاید ابزاری در حال شدن، یا نوعی فرابزار باشد.»
و در همان گفتوگو، سیا(Cea) جملهی خیلی جالبتری دارد:
«زبان AI هنوز از راه نرسیده است؛ و همین هیجانانگیز است.»
که با توجه به نقل قول این دو هنرمند شاید این نظریه «آیا تصاویر AI هنر هستند؟» به «آیا AI هنوز زبان هنری مستقل خودش را پیدا نکرده است؟» تغییر داده میشود.
هنرمند در AI Art دقیقاً چه کسی است؟
سازندهی مدل؟ توسعهدهنده؟ کاربر؟ انتخابکننده؟ یا همهی آنها؟
سوالی که پاسخش خیلی گمراه کننده هستش! نظرات متعدد و متفاوتی درباره این سوال وجود داره.
مثلاً در مقالهی Artsy دربارهی واکنش هنرمندان به AI، آرتور جفا، مارلین مینتر، ساراه میوهاس، وانگ شوی و لین هرشمن لیسون در کنار رفیک انادول دربارهی آیندهی هنر و AI اظهار نظر کردهاند. خود مقاله نشان میدهد که حتی میان هنرمندان حرفهای نیز مسئلهی AI صرفاً «ابزار جدید» تلقی نمیشود و بحث مالکیت، آموزش مدلها و استفاده از آثار هنرمندان دیگر بخش مهمی از مسئله است.
همینجا یک سؤال دیگر باز میشود: اگر AI خودش «هنرمند» نیست، اما از آثار میلیونها هنرمند یاد گرفته، پس چه کسی واقعاً در تولید اثر AI نقش دارد؟
و اینجا بحث از AI به «مؤلفیت» منتقل میشود.
بنابراین، جواب این سوال رو به شما مخاطبین عزیز رشد آرت می سپاریم.
جمع بندی
نکته ای که به عنوان یک حقیقت یاد میشه، اینه که احساساتی که در پشت یک قاب یا اثر نهادینه میشه چیزی نیست که در یک عکس 1000 در 1000 پیکسل گنجیده بشه. شاید مسئله این نیست که «AI میتواند هنر بسازد یا نه»، بلکه اینکه ورود AI ما را مجبور میکند دوباره تعریف کنیم هنر، هنرمند و مؤلف چیست.