سفال در یونان باستان فقط یک وسیله برای نگهداری آب، روغن یا شراب نبود. این ظروف بخشی از زندگی روزمره مردم بودند و در عین حال، داستان‌هایی از اسطوره‌ها، جنگ‌ها، ورزش، آیین‌ها و زندگی اجتماعی را روی خود ثبت می‌کردند.

یکی از مهم‌ترین تغییرات در تاریخ این هنر حدود ۵۳۰ پیش از میلاد اتفاق افتاد؛ زمانی که سفالگران آتنی تکنیک تازه‌ای را توسعه دادند که امروز آن را با نام سفال سرخ‌پیکر یا Red-Figure می‌شناسیم. این نوآوری، امکانات تازه‌ای برای نمایش بدن انسان، لباس، حرکت و جزئیات تصویری در اختیار هنرمندان گذاشت.

قسمت جدید پادکست The History of Ceramics از HENI با عنوان The Ancient Greeks: From Red Figure to the Rise of Rome همین مسیر را دنبال می‌کند؛ از تحول سفال سیاه‌پیکر و پیدایش سرخ‌پیکر تا نقش سفال در زندگی یونانیان و در نهایت، ورود روم به این داستان. این قسمت در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده و حدود ۳۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه زمان دارد.

سفال یونانی؛ بیشتر از یک ظرف

وقتی امروز به یک گلدان یا کوزه یونانی در موزه نگاه می‌کنیم، ممکن است آن را یک اثر هنری مستقل ببینیم. اما در زمان خودش، چنین ظرفی می‌توانست کاربرد کاملاً روزمره داشته باشد.

یونانیان از انواع مختلف ظروف سفالی برای نوشیدن، نگهداری مایعات، روغن، پخت‌وپز و مراسم اجتماعی استفاده می‌کردند. بعضی از این ظروف نیز در مراسم ورزشی به عنوان جایزه اهدا می‌شدند.

پادکست HENI نیز روی همین موضوع تأکید دارد: سفال در یونان باستان بخشی از زندگی عادی مردم بود؛ از مهمانی‌های نوشیدنی یا Symposium گرفته تا وسایل خانه و جوایز ورزشی.

اما سطح این ظروف داستان دیگری را روایت می‌کرد.

روی آن‌ها صحنه‌هایی از خدایان، قهرمانان، جنگجویان، ورزشکاران و مردم عادی دیده می‌شد. موزه متروپولیتن نیز اشاره می‌کند که سفال‌های آتیک اطلاعات ارزشمندی درباره آیین‌های تدفین، زندگی روزمره، مهمانی‌ها، ورزش، جنگ، مذهب و اسطوره‌های یونانی در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهند.

به همین دلیل، یک ظرف سفالی می‌تواند برای تاریخ‌دان هنر چیزی شبیه یک سند تصویری باشد.

پیش از سرخ‌پیکر؛ جهان سفال سیاه‌پیکر

پیش از رواج تکنیک سرخ‌پیکر، یکی از مهم‌ترین روش‌های تزئین سفال یونانی، سیاه‌پیکر یا Black-Figure بود.

در این روش، پیکره‌ها و عناصر تصویری با ماده‌ای روی سطح ظرف نقاشی می‌شدند که پس از پخت به رنگ سیاه درمی‌آمد. پس‌زمینه همان رنگ طبیعی خاک رس باقی می‌ماند.

هنرمند برای نمایش جزئیات درون پیکره‌ها، مانند ماهیچه‌ها، لباس و ویژگی‌های چهره، از خطوط حک‌شده و رنگ‌های افزوده استفاده می‌کرد. این روش امکان خلق صحنه‌های پیچیده را فراهم می‌کرد، اما محدودیت‌هایی هم داشت.

هنرمندان به‌تدریج تلاش کردند راه‌های تازه‌ای برای نمایش بدن انسان و حرکت پیدا کنند.

نتیجه یکی از مهم‌ترین نوآوری‌های تاریخ سفال شد.

انقلاب سال ۵۳۰ پیش از میلاد

حدود ۵۳۰ پیش از میلاد، تکنیک سرخ‌پیکر در آتن شکل گرفت.

تفاوت اصلی ساده به نظر می‌رسد، اما پیامدهای بزرگی داشت.

در سفال سیاه‌پیکر، پیکره سیاه بود و زمینه رنگ سفال را حفظ می‌کرد. در تکنیک سرخ‌پیکر، این رابطه برعکس شد:

پیکره به رنگ طبیعی سفال باقی می‌ماند و زمینه به رنگ سیاه درمی‌آمد.

این تغییر به هنرمند اجازه می‌داد جزئیات پیکره را با قلم‌مو ترسیم کند. در نتیجه، نمایش آناتومی بدن، چین لباس، حالت چهره و حرکت آسان‌تر شد. موزه متروپولیتن پیدایش این تکنیک را حدود ۵۳۰ پیش از میلاد می‌داند و آن را احتمالاً به کارگاه سفالگر آندوکیدس (Andokides) نسبت می‌دهد.

به زبان ساده، هنرمند دیگر مجبور نبود همه جزئیات را با حکاکی روی سطح سیاه ایجاد کند.

حالا می‌توانست با خطی ظریف‌تر، مستقیماً روی سطح پیکره طراحی کند.

همین تغییر کوچک، زبان تصویری سفال یونانی را دگرگون کرد.

آندوکیدس و ظرف‌هایی در میانه دو تکنیک

آندوکیدس یکی از نام‌های مهم این دوره است.

یک آمفورای معروف که به او امضا شده و حدود سال ۵۳۰ پیش از میلاد ساخته شده، از نمونه‌های مهم این تحول است. این اثر در موزه متروپولیتن نگهداری می‌شود و به کارگاه آندوکیدس و هنرمندان مرتبط با آن نسبت داده شده است.

جالب‌تر اینکه برخی آثار این دوره، ترکیبی از دو شیوه را نشان می‌دهند. در چنین ظروفی، یک طرف می‌تواند از تکنیک سیاه‌پیکر و طرف دیگر از تکنیک سرخ‌پیکر استفاده کند.

این آثار برای تاریخ هنر اهمیت زیادی دارند، چون تغییر یک فناوری هنری را تقریباً در برابر چشم ما ثبت کرده‌اند.

انگار روی یک ظرف، دو نسل از زبان تصویری یونان باستان با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند.

چرا سرخ‌پیکر مهم بود؟

تفاوت سرخ‌پیکر و سیاه‌پیکر فقط یک تغییر رنگ نبود. این تکنیک امکانات طراحی را تغییر داد.

هنرمند می‌توانست: آناتومی بدن را دقیق‌تر نشان دهد، حالت‌های پیچیده‌تر بدن را طراحی کند، چین و حرکت لباس را بهتر نمایش دهد، حالت‌های چهره را با جزئیات بیشتری ترسیم کند، صحنه‌های پویاتری از ورزش و جنگ بسازد و روایت‌های تصویری پیچیده‌تری ایجاد کند.

موزه متروپولیتن نیز تأکید می‌کند که استفاده از قلم‌مو در تکنیک سرخ‌پیکر برای نمایش طبیعی‌تر آناتومی، لباس و احساسات مناسب‌تر بود. بنابراین، یک نوآوری فنی به یک تغییر هنری تبدیل شد.

سفالگر یا هنرمند؟

یکی از نکات جالب تاریخ سفال یونان این است که امروز مرز میان «هنرمند» و «صنعتگر» را خیلی روشن‌تر از گذشته می‌بینیم.

در یونان باستان، تولید یک ظرف سفالی نتیجه همکاری چند مهارت بود. سفالگر باید فرم ظرف را می‌ساخت و آماده پخت می‌کرد و نقاش سفال، تصاویر را روی سطح آن اجرا می‌کرد.

حتی درباره آندوکیدس، ارتباط تکنیک سرخ‌پیکر با یک سفالگر و کارگاه او اهمیت دارد، نه فقط یک نقاش. موزه متروپولیتن توضیح می‌دهد که به دلیل نقش آماده‌سازی سطح و فرایند ساخت، این نوآوری به کارگاه یک سفالگر نسبت داده شده است.

این موضوع یادآور یک نکته مهم در تاریخ هنر است:

فناوری و هنر همیشه از هم جدا نیستند.

گاهی یک تغییر در روش ساخت، مسیر یک زبان هنری را تغییر می‌دهد.

سفال؛ آینه‌ای از زندگی یونانیان

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های داستان سفال یونانی، موضوعاتی است که روی آن دیده می‌شود.

ظروف سرخ‌پیکر فقط اسطوره‌های خدایان را نمایش نمی‌دادند. ورزش، نوشیدن، جنگ، روابط اجتماعی و بخش‌هایی از زندگی روزمره نیز در این تصاویر دیده می‌شد.

برای مثال، ظروف مورد استفاده در Symposium یا مهمانی‌های نوشیدنی، بخشی از فرهنگ اجتماعی مردان شهروند آتن بودند. جام‌ها، کاسه‌های ترکیب شراب و آب و ظروف مخصوص نوشیدن در چنین مراسمی استفاده می‌شدند.

در نتیجه، وقتی به تصویر یک ورزشکار یا مهمانی روی یک ظرف نگاه می‌کنیم، فقط با یک نقاشی تزئینی روبه‌رو نیستیم.

آن تصویر می‌تواند اطلاعاتی درباره جامعه‌ای که ظرف را ساخته در اختیار ما قرار دهد.

از آتن به سراسر مدیترانه

سفال آتیک فقط در آتن مصرف نمی‌شد.

ظروف تولیدشده در این منطقه در بخش‌های مختلف مدیترانه تجارت می‌شدند و نمونه‌هایی از آن‌ها در نقاط دورتر از یونان نیز پیدا شده است.

موزه متروپولیتن می‌گوید سفال سیاه‌پیکر آتیک تا حدود ۵۵۰ پیش از میلاد بر بازار صادرات مدیترانه تسلط داشت و بعدها سفال سرخ‌پیکر نیز به یکی از مهم‌ترین سنت‌های تصویری سفال یونانی تبدیل شد.

یک نمونه جالب، سفال‌های یونانی کشف‌شده در اتروسک در ایتالیا است. برخی از این ظروف در محیط‌های مرتبط با مصرف شراب استفاده می‌شدند و نشان می‌دهند که بازار سفال یونانی بسیار فراتر از آتن بود.

بنابراین، سفال علاوه بر یک رسانه هنری، بخشی از شبکه تجارت مدیترانه هم بود.

وقتی فرهنگ یونانی از مرزهای خودش عبور کرد

داستان سفال یونانی را نمی‌توان فقط در محدوده جغرافیایی یونان دنبال کرد.

پس از فتوحات اسکندر مقدونی، فرهنگ یونانی در منطقه بسیار گسترده‌تری منتشر شد و با سنت‌های مختلف خاور نزدیک، مصر و دیگر مناطق درهم آمیخت. این دوره را معمولاً دوره هلنیستی می‌نامیم.

موزه متروپولیتن این دوره را دوره‌ای می‌داند که در آن فرهنگ‌ها و سنت‌های هنری مختلف با یکدیگر ترکیب شدند و دامنه موضوعات و سبک‌های هنری گسترش یافت.

این نکته برای تاریخ سرامیک اهمیت زیادی دارد.

یک تکنیک هنری وقتی از محل تولد خود خارج می‌شود، دیگر دقیقاً همان چیزی باقی نمی‌ماند که در ابتدا بوده است.

هنرمندان مناطق مختلف آن را می‌بینند، تغییرش می‌دهند و با سنت‌های خود ترکیب می‌کنند.

ورود روم؛ پایان یا شروع یک مرحله تازه؟

در بخش پایانی قسمت HENI، داستان به ظهور روم می‌رسد.

با گسترش قدرت روم در مدیترانه، جهان یونانی وارد مرحله تازه‌ای شد. اما این اتفاق به معنی ناپدید شدن هنر یونانی نبود.

رومیان به هنر و فرهنگ یونان علاقه زیادی نشان دادند. آثار یونانی را جمع‌آوری کردند، هنرمندان یونانی را به روم آوردند و بسیاری از فرم‌ها و الگوهای یونانی را بازتفسیر کردند. HENI نیز همین نکته را در معرفی قسمت مطرح می‌کند و می‌گوید رومیان فرم‌های یونانی را جذب و بازآفرینی کردند.

موزه متروپولیتن نیز تأکید می‌کند که تا قرن اول پیش از میلاد، روم به یکی از مراکز مهم تولید هنر هلنیستی تبدیل شده بود و هنرمندان یونانی برای کار به آنجا می‌رفتند. علاقه رومیان به هنر یونانی نیز در دوره امپراتوری ادامه پیدا کرد.

پس رابطه یونان و روم را نمی‌توان فقط به شکل «فاتح و مغلوب» دید.

در هنر، داستان پیچیده‌تر بود.

روم بخشی از میراث یونانی را دریافت کرد، تغییر داد و به نسل‌های بعد منتقل کرد.

میراثی که روی خاک رس باقی ماند

شاید عجیب باشد که بخشی از اطلاعات ما درباره زندگی یونانیان باستان از چیزی به دست آمده که زمانی یک وسیله روزمره بوده است.

یک کوزه می‌توانست برای نوشیدن استفاده شود.

یک آمفورا می‌توانست برای نگهداری مایعات باشد.

یک جام می‌توانست روی میز یک مهمانی قرار بگیرد.

اما وقتی این اشیا از بین رفتند و تمدن‌ها تغییر کردند، تصاویر روی سطح آن‌ها باقی ماند.

امروز پژوهشگران می‌توانند با مطالعه همین تصاویر درباره لباس، ورزش، جنگ، آیین‌ها، اسطوره‌ها و بخش‌هایی از زندگی اجتماعی یونانیان اطلاعات به دست آورند.

به همین دلیل، تاریخ سفال فقط تاریخ ظرف‌ها نیست.

تاریخ چیزهایی است که انسان‌ها تصمیم گرفتند روی ظرف‌ها ثبت کنند.

یک تغییر فنی که به یک تغییر هنری تبدیل شد

داستان سفال سرخ‌پیکر یک نمونه خوب از رابطه میان فناوری و هنر است.

هنرمندان ابتدا با یک محدودیت فنی روبه‌رو بودند. سپس روش تازه‌ای برای کار پیدا کردند. این روش امکانات بیشتری برای طراحی بدن و روایت تصویری ایجاد کرد. در ادامه، این زبان تصویری در منطقه وسیع‌تری گسترش یافت و در نهایت، بخشی از میراث هنری یونان به دنیای روم منتقل شد.

از این زاویه، می‌توان مسیر داستان را این‌طور خلاصه کرد:

سیاه‌پیکر → نوآوری فنی → سرخ‌پیکر → آزادی بیشتر در طراحی → گسترش فرهنگی → ورود به جهان روم

این دقیقاً همان چیزی است که قسمت The Ancient Greeks: From Red Figure to the Rise of Rome از مجموعه The History of Ceramics دنبال می‌کند. HENI در این قسمت با حضور Paul Greenhalgh و Stephanie Rozene، تاریخ این تحول را از کارگاه‌های سفالگری آتن تا گسترش سنت‌های یونانی و ظهور روم بررسی می‌کند.

آیا این پادکست درباره ایران هم صحبت می‌کند؟

با توجه به محتوای معرفی رسمی HENI و موضوعات اصلی همین قسمت، ایران موضوع مستقیمی در این اپیزود نیست. تمرکز قسمت روی سفال یونانی، گسترش سنت‌های آن در مدیترانه و رابطه آن با جهان روم قرار دارد.

با این حال، در بررسی ای که تیم تحریریه رشد آرت داشت، دوره هلنیستی نشان می‌دهد که جهان یونانی پس از فتوحات اسکندر با فرهنگ‌های شرقی، از جمله سرزمین‌های تحت نفوذ پیشین هخامنشیان، وارد تعامل گسترده‌تری شد. بنابراین اگر بخواهیم رابطه هنر یونانی و هنر ایران باستان را بررسی کنیم، بهتر است آن را در مقاله‌ای جداگانه و با منابع تخصصی دنبال کنیم، نه اینکه مطالبی را به این قسمت از پادکست نسبت دهیم که در آن مطرح نشده‌اند.

چرا تاریخ سفال اهمیت دارد؟

سفال شاید در نگاه اول یکی از ساده‌ترین شاخه‌های هنر باشد؛ خاک، آب، چرخ، کوره و دست انسان.

اما همین مواد ساده می‌توانند اطلاعاتی درباره یک تمدن را برای بیش از دو هزار سال حفظ کنند.

تکنیک سرخ‌پیکر هم نشان می‌دهد که یک تغییر در روش ساخت و نقاشی یک ظرف می‌تواند مسیر یک سنت هنری را تغییر دهد.

از طرف دیگر، سرنوشت سفال یونانی در دوره روم نشان می‌دهد که میراث هنری همیشه با مرزهای سیاسی حرکت نمی‌کند. یک حکومت می‌تواند سقوط کند، یک شهر می‌تواند فتح شود، اما ایده‌ها، فرم‌ها و تکنیک‌ها می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند.

شاید به همین دلیل است که یک تکه سفال شکسته در یک موزه، گاهی داستانی بزرگ‌تر از یک امپراتوری برای گفتن دارد.

منابع

  • HENI، قسمت The Ancient Greeks: From Red Figure to the Rise of Rome از مجموعه The History of Ceramics.
  • The Metropolitan Museum of Art، Athenian Vase Painting: Black- and Red-Figure Techniques.
  • The Metropolitan Museum of Art، Greek Art in the Archaic Period.
  • The Metropolitan Museum of Art، Art of the Hellenistic Age and the Hellenistic Tradition.
  • The British Museum، مجموعه و معرفی سفال‌های یونانی.
  • منبع اصلی گزارش: HENI، The History of Ceramics: The Ancient Greeks: From Red Figure to the Rise of Rome، منتشرشده در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۶.