دیو اِگرز (Dave Eggers)، نویسنده سرشناس آمریکایی و خالق کتاب‌هایی مثل «دایره» (The Circle) و «هولوگرامی برای پادشاه»، مصاحبه ای مفصل و بسیار جنجالی علیه هوش مصنوعی با نشریه گاردین داشته که به سرعت در میان اهالی هنر و ادبیات دارد دست به دست می شود.

اگرز که همیشه به خاطر نگاه های انتقادی و آینده‌نگرانه‌اش به تکنولوژی شناخته می‌شود، این بار مستقیماً به مرکز قلب سیستم‌ های تولید متن و هوش مصنوعی مولد تاخت. 

مغلطه «ابزار خلاقانه»؛ هوش مصنوعی ابزار نیست، جایگزین است

یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های حرف اگرز این است که ما نباید هوش مصنوعی مولد (در بخش نویسندگی و هنر) را با ابزارهایی مثل ماشین‌تحریر یا نرم‌افزارهای ویرایش متن مقایسه کنیم. او معتقد است:

«ماشین‌تحریر به جای شما فکر نمی‌کرد. واژه‌پرداز به جای شما تخیل نمی‌کرد. اما ابزارهای فعلی هدفشان این است که فرآیند تفکر، خلاقیت و حس کردن را از انسان بگیرند و به ماشین بسپارند. وقتی شما ماشین را جایگزین ذهن تشنه و خلاق انسان می‌کنید، عملاً در حال بازنشسته کردن روح انسانی هستید.»

خطر «تنبل شدن ذهن انسان» و مرگ اصالت در کمین است!

اگرز هشدار می‌دهد که استفاده روزافزون از هوش مصنوعی برای نوشتن مقالات، کتاب‌ها و نامه‌ها، به مرور زمان توانایی تفکر انتقادی و عمیق را در انسان‌ها نابود می‌کند. او می‌گوید نویسندگی یک فرآیند مکانیکی نیست، بلکه مسیر سختی است که نویسنده در آن با خودش، فرم کلمات و احساساتش کلنجار می‌رود. حذف این مسیر سخت با یک دکمه «تولید متن»، جامعه را به سمتی می‌برد که دیگر توانایی خلق هیچ اثر اصیلی را نخواهد داشت و همه‌چیز به کپی‌های بازیافتی از آثار گذشته تبدیل می‌شود.

بزرگترین دزدی تاریخ با پوششِ «آموزش مدل‌ها»

بخش دیگری از عصبانیت اگرز (که همسو با شکایت‌های دسته‌جمعی نویسندگانی همچون جورج آر. آر. مارتین و جان گریشام است) به بحث کپی‌رایت مربوط می‌شود. او شرکت‌های بزرگ فناوری را متهم کرده که میلیون‌ها کتاب، مقاله و شعرِ نویسندگان را بدون اجازه، بدون پرداخت دستمزد و بدون ذکر نام، وارد سیستم‌های خود کرده‌اند تا این ابزارها را آموزش دهند؛ کاری که او آن را «بزرگ‌ترین سرقت فرهنگی تاریخ» می‌نامد.

چرا حرف اگرز در جامعه هنری صدا کرد؟

دلیل اهمیت حرف‌های دیو اگرز این است که او یک نویسنده معمولی نیست؛ او در سال ۲۰۱۳ در کتاب پیش‌گویانه خود به نام The Circle، قدرت گرفتن غول‌های تکنولوژی و نظارت دیجیتال بر زندگی انسان‌ها را پیش‌بینی کرده بود. حالا تماشای اینکه پیش‌بینی‌های تاریک او یکی پس از دیگری در حال تبدیل شدن به واقعیت هستند، باعث شده که اهالی هنر با جدیت بیشتری به هشدارها و گفتارهای چند ده ساله او گوش کنند.

موضع او کاملاً روشن است: تکنولوژی باید در خدمت کارهای لجستیکی و محاسباتی انسان باشد، نه اینکه جایگزین «تخیل و آفرینش هنری» شود که اساسی‌ترین مرز میان انسان و ماشین است.