فیلم «ایپ من: افسانه کونگ‌فو» تلاش می‌کند بدون حضور دانی ین، بازیگر دنباله های قبلی «لیپ من»، یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های رزمی دنیای سینما را زنده نگه دارد.


به نقل از فیلم‌نت‌نیوز، در سینمای رزمی، شخصیت‌هایی وجود دارند که به مرور زمان از مرز یک قهرمان سینمایی عبور کرده و به بخشی از حافظه جمعی مخاطبان تبدیل می‌شوند که ایپ من یکی از همین شخصیت‌هاست؛ استادی که زندگی واقعی‌اش سال‌ها پیش به پایان رسید، اما حضورش روی پرده سینما همچنان ادامه دارد.

موفقیت چهارگانه مشهور «ایپ من» با بازی دانی ین، نه‌تنها نام این استاد هنر رزمی وینگ‌چون را برای نسل جدید زنده کرد، بلکه استاندارد تازه‌ای برای فیلم‌های هنرهای رزمی به وجود آورد؛ استانداردی که هر اثر تازه‌ای با این نام، ناچار است زیر سایه آن قرار بگیرد.

تصویری از پشت صحنه «ایپ من: افسانه کونگ فو»

فیلم تازه «ایپ من: افسانه کونگ‌فو» تلاش می‌کند بدون اتکا به حضور دانی ین بازیگر اصلی چهارگانه «ایپ من» یعنی فیلم اصلی «ایپ من» و دنباله‌های «ایپ من۲»، «ایپ من ۳» و «ایپ من ۴: پایان»، این برند محبوب را زنده نگه دارد و مخاطب را بار دیگر به دنیای مبارزه وینگ‌چون بازگرداند، اما نتیجه اثری است که بیش از آنکه افسانه‌ای تازه خلق کند، تکرار خاطرات گذشته است.

فیلم در اجرای اکشن موفق است، اما در روایت و شخصیت‌پردازی هرگز نمی‌تواند از سایه آثار قبلی خارج شود. ساختار روایی از همان ابتدا برای مخاطب آشناست: ایپ من مردی آرام است که ترجیح می‌دهد از درگیری فاصله بگیرد و زندگی ساده‌ای را در کنار شاگردانش ادامه دهد، اما ظهور گروهی زورگو که سنت‌های هنرهای رزمی چین را تهدید می‌کنند، او را ناچار می‌کند دوباره وارد میدان شود.

این فرمول برای مخاطبان مجموعه کاملا آشناست؛ قهرمانی که اهل خشونت نیست، اما وقتی عدالت به خطر می‌افتد، سکوت را کنار می‌گذارد. مشکل از آنجا آغاز می‌شود که فیلم، برای بازتعریف این الگو هیچ تلاشی نمی‌کند. روایت تقریبا از همان دقیقه‌های ابتدایی قابل پیش‌بینی است و هر اتفاق مهمی که رخ می‌دهد، پیش‌تر بارها در قسمت‌های مختلف این مجموعه دیده شده است. فیلم بیش از آنکه شخصیت‌هایش را درگیر کشمکش‌های درونی کند، آن‌ها را از یک مبارزه به مبارزه‌ای دیگر می‌برد. در نتیجه داستان، نقش یک پل ارتباطی میان سکانس‌های اکشن را پیدا می‌کند و ستون اصلی فیلم نیست.

اکشن؛ جایی که فیلم هنوز حرفی برای گفتن دارد

اگرچه فیلمنامه نقطه ضعف اصلی فیلم است، طراحی مبارزه و صحنه‌های اکشن بدون تردید مهم‌ترین برگ برنده آن محسوب می‌شود. وینگ‌چون، هنری است که بر سرعت، دقت و واکنش‌های لحظه‌ای استوار است و فیلم به خوبی این ویژگی‌ها را به تصویر می‌کشد. ضربات کوتاه، دفاع‌های پی‌درپی و استفاده از کمترین حرکت برای بیشترین تاثیر، همان چیزی است که طرفداران این سبک انتظارش را دارند.

کارگردان تلاش کرده است مبارزه‌ فقط نمایش تکنیک نباشند و از عناصر محیطی نیز بهره بگیرد. راهروهای باریک، میزهای چوبی، دیوارها و حتی باران، بخشی از طراحی اکشن شده‌اند و همین موضوع باعث شده نبردها از یکنواختی فاصله بگیرند. با این حال، کیفیت این مبارزه ها هرگز به سطح آثار ویلسون ییپ نمی‌رسد که چهارگانه اصلی را کارگردانی کرده است.

در آن چهار فیلم، هر مبارزه ادامه شخصیت‌پردازی بود. شکست، پیروزی یا حتی نحوه مبارزه ایپ من، بخشی از تحول شخصیت او را روایت می‌کرد، اما در اینجا مبارزه بیشتر یک نمایش تکنیکی است. جذاب، سریع و تماشایی، اما بدون بار دراماتیکی که بتواند احساسات مخاطب را نیز درگیر کند.

دنیس تو؛ اجرای درست، اما نه ماندگار

یکی از دشوارترین ماموریت‌های فیلم، معرفی دوباره شخصیتی است که سال‌ها با چهره دانی ین در ذهن مخاطب ثبت شده است. دنیس تو (Dennis To) بازیگر و رزمی کار اهل هنگ‌کنگ که در رشته ووشو سابقه قهرمانی دارد، از نظر توانایی‌های رزمی انتخاب مناسبی محسوب می‌شود. حرکات او دقیق، کنترل‌شده و کاملا حرفه‌ای است. حضورش در صحنه‌های مبارزه کاملا باورپذیر جلوه می‌کند و از این نظر نمی‌توان ایراد مهمی به فیلم وارد کرد.

دنیس تو در «ایپ من: افسانه کونگ‌فو»

بخش مهمی از محبوبیت این شخصیت، به‌آرامش، وقار و اقتداری بازمی‌گردد که بدون استفاده از خشونت منتقل می‌شد که دنیس تو هنوز نتوانسته چنین نمایشی خلق کند. بازی او در لحظه‌های احساسی بیش از اندازه خنثی است و در بسیاری از صحنه‌ها، مخاطب به جای همراه شدن با شخصیت، تنها اجرای تکنیک‌های رزمی را تماشا می‌کند.

ضدقهرمان‌هایی که فراموش می‌شوند

فیلم‌های رزمی کلاسیک معمولا با شخصیت‌های منفی اغراق‌شده شناخته می‌شوند، اما حتی در همین چارچوب نیز می‌توان دشمنانی خلق کرد که انگیزه، شخصیت و هویت داشته باشند، ضدقهرمان‌های فیلم صرفا ابزار پیشبرد داستان هستند. آن‌ها زورگو، مغرور و تشنه قدرتند، اما فیلم «ایپ من: افسانه کونگ‌فو» هرگز توضیح نمی‌دهد چرا چنین شده‌اند یا چه چیزی آن‌ها را به این نقطه رسانده است. همین مساله باعث می‌شود تقابل نهایی، بیش از آنکه یک نبرد میان دو شخصیت باشد، به مسابقه‌ای میان قهرمان و چند مانع داستانی تبدیل شود.

در حقیقت قدرت قهرمان در فیلم‌های اکشن رابطه مستقیمی با شخصیت‌پردازی و قدرت نقش منفی و نیروی بازدارنده دارد، فقدان آگاهی مخاطب نسبت به خواسته و انگیزه‌های ضد قهرمان و دلایل این دشمنی باعث می شود تا این ارتباط آنچنان که باید ایجاد نشود.

طراحی هایی بالاتر از سطح فیلم

‌فیلم، از نظر طراحی بصری و طراحی‌ها بالاتر از حد انتظار ظاهر شده است. طراحی لباس‌ها، خیابان‌ها، خانه‌های سنتی و مدارس رزمی، فضای چین دهه‌های گذشته را با دقت بازسازی کرده‌است. استفاده از رنگ‌های گرم و نورپردازی کلاسیک، حس نوستالژیک مناسبی ایجاد می‌کند و به فیلم هویت بصری قابل قبولی می‌بخشد.

تصویربرداری نیز به‌ویژه در سکانس‌های مبارزه، با انتخاب قاب‌های باز و حرکت‌های نرم دوربین، اجازه می‌دهد مخاطب تکنیک‌های رزمی را به‌وضوح دنبال کند؛ موضوعی که در بسیاری از آثار اکشن امروز کمتر دیده می‌شود.

با این حال، ضعف فیلمنامه، شخصیت‌پردازی سطحی، نبود غافلگیری و وابستگی بیش از حد به فرمول‌های قدیمی، مانع از آن می‌شود که فیلم جایگاهی در کنار آثار ماندگار این مجموعه پیدا کند. شاید بزرگ‌ترین ایراد این باشد که بیش از هر چیز، مخاطب را به یاد فیلم‌های بهتری می‌اندازد که سال‌ها پیش دیده است. در چنین شرایطی، حتی طراحی بهترین مبارزه‌ها هم نمی‌تواند خلا یک روایت قدرتمند را جبران کند.