گفت‌وگوی اختصاصی رشد آرت با کینگ مارو، خالق مانگای  Kill the King

یک مسابقه بین‌المللی کمیک، یک ایده عجیب درباره پادشاهی که می‌خواهد کشته شود و هنرمندی که تا آن زمان تجربه جدی در ساخت مانگا نداشت؛ این‌ها شاید در نگاه اول ارتباط چندانی با یکدیگر نداشته باشند، اما کنار هم داستان شکل‌گیری Kill the King  را می‌سازند.

کینگ مارو  (King maru)، هنرمند ایرانی و خالق مانگای «پادشاه را بکش»(Kill the king)، کار خود را با یک پروژه مسابقه‌ای آغاز کرد؛ پروژه‌ای که قرار بود شاید فقط یک وان‌شات کوتاه باشد، اما به اثری چندچپتری تبدیل شد و راه خود را به پلتفرم‌هایی مانند MANGA Plus Creators  و Webtoon باز کرد. Kill the King  در ژانرهای معمایی و کمدی روایت می‌شود و داستان آن حول یک ایده عجیب می‌چرخد: پادشاهی که خودش اجازه می‌دهد دیگران برای کشتنش تلاش کنند.

رشد آرت در این پرونده اختصاصی با کینگ مارو درباره مسیر ورودش به دنیای مانگا، شکل‌گیری Kill the King، طراحی شخصیت‌ها، فرآیند ساخت صفحات، تجربه انتشار بین‌المللی، چالش‌های یک هنرمند ایرانی و برنامه‌های آینده او گفت‌وگو کرده است.

این گفت‌وگو با اطلاع و اجازه کینگ مارو و با نام هنری انتخاب‌شده توسط خود هنرمند منتشر می‌شود.


کینگ مارو چگونه وارد دنیای مانگا شد؟

شاید تصور کنیم یک مانگاکا از کودکی تصمیم گرفته باشد مانگا بکشد، سال‌ها تمرین کرده باشد و بعد قدم‌به‌قدم وارد دنیای حرفه‌ای شده باشد. داستان کینگ مارو اما کمی متفاوت است.

او درباره شروع این مسیر می‌گوید:

«خب فکر میکنم که کاملا اتفاقی بود... از اون دست اتفاقاتی که نمیشه واسش دلایل فلسفی و احساسی آورد.»

کینگ مارو پیش از ورود جدی به مانگا، به طراحی کاراکتر و داستان‌پردازی علاقه زیادی داشت. ساختن شخصیت‌ها و سپس مرتبط کردن آنها از طریق یک داستان، کاری بود که به گفته خودش همیشه به او آرامش می‌داد.

اما نقطه تغییر مسیر، زمانی اتفاق افتاد که یکی از دوستانش اعلامیه یک مسابقه بین‌المللی کمیک را برای او فرستاد و تشویقش کرد در آن شرکت کند. او در ابتدا مخالف بود؛ چون تجربه‌ای جدی در ساخت کمیک یا مانگا نداشت. با این حال، وارد مسابقه شد. و هنوز هم، به گفته خودش، در حال یادگیری است.

«خودم مخالف بودم چون تا به حال هیچ پروژه کمیک یا مانگایی تجربه نکرده بودم و اطلاعاتم ازش ناکافی بود... اما خب وارد شدم و هنوز دارم سعی میکنم که یاد بگیرم.»

او در ادامه از دوستی که این مسیر را به او نشان داد نیز تشکر می‌کند.

ایده «پادشاه را بکش» از کجا آمد؟

Kill the King  در ابتدا قرار نبود یک مجموعه طولانی باشد.

کینگ مارو این اثر را اساساً برای شرکت در همان مسابقه ساخت و به دنبال داستانی بود که روایت چندان سنگینی نداشته باشد، تعداد شخصیت‌هایش محدود باشد و یک نقطه عطف طنز و اغراق‌آمیز داشته باشد.

ایده نهایی از میان چند طرح مختلف انتخاب شد:

«پادشاه به تو اجازه می‌دهد که او را بکشی!»

همین جمله عجیب، تبدیل به هسته اصلی داستان شد.

کینگ مارو توضیح می‌دهد که می‌خواست واکنش مخاطب چیزی نزدیک به این باشد:

«چرا یکی باید چنین کاری کنه؟ به هرحال ازش خوشم میاد!»

کاور جلد اول مانگا Kill the King

چرا پادشاه می‌خواهد کشته شود؟

پشت ایده اصلی Kill the King  یک تناقض جالب وجود دارد.

کینگ مارو ابتدا به تصویر پادشاه در ذهن عمومی فکر کرد: شخصیتی قدرتمند که برای به‌دست‌آوردن و حفظ حکومتش تلاش کرده، برای بقا تصمیم‌های سخت می‌گیرد و حتی ممکن است عزیزانش را قربانی قدرت کند.

اما بعد یک سؤال شکل گرفت:

اگر چنین شخص قدرتمندی خودش به دیگران اجازه دهد او را بکشند، چه اتفاقی می‌افتد؟

کینگ مارو حتی تصویر بسیار مشخصی از این ایده در ذهن داشت: پادشاهی که از دست خدمتکارها و افراد قصرش، که خودش به آنها اجازه ترورش را داده، حتی برای یک لحظه در امان نیست.

او باید از تیر و نیزه کسانی فرار کند که طبق قانون اجازه دارند او را بکشند؛ و اگر زنده بماند، با خنده فریاد بزند:

«دوباره امتحان کن!»

این تناقض برای کینگ مارو جذاب بود:

مردی که بیشترین حفاظت را در کشور دارد، خودش دستور می‌دهد او را بکشند.

رازآلودگی و کمدی؛ چرا این دو ژانر؟

Kill the King  در MANGA Plus Creators در دسته‌های Mystery  و Comedy قرار گرفته است.

این انتخاب اتفاقی نیست.

کینگ مارو می‌گوید همیشه به داستان‌های رازآلود و شخصیت‌هایی با گذشته‌های مرموز علاقه داشته است؛ داستان‌هایی که بخشی از گذشته شخصیت‌ها را پنهان می‌کنند و مخاطب دائماً با این حس روبه‌روست که:

«هنوز یک قسمت از ماجرا را نمی‌دانیم.»

او همچنین از تأثیر آثار جون موچیزوکی  (Jun Mochizuki)، به‌ویژه Pandora Hearts، بر علاقه‌اش به این فضا صحبت می‌کند.

اما رازآلودگی تنها عنصر داستان نیست.

شخصیت الوود، پادشاه داستان، قرار است شخصیتی غیرقابل پیش‌بینی باشد؛ شخصیتی که گاهی مرموز و حتی دیوانه به نظر می‌رسد و گاهی حالتی مغموم و ترحم‌برانگیز پیدا می‌کند.

کمدی نیز برای این وارد داستان شده که ارتباط مخاطب با اثر قطع نشود.

کینگ مارو می‌گوید اگر قرار باشد مخاطب دائماً شوکه یا ناراحت شود، داستان می‌تواند خسته‌کننده شود. بنابراین طنز در کنار بخش‌های تراژیک قرار گرفته تا ریتم احساسی اثر حفظ شود.

شخصیت‌ها قبل از جهان داستان

برای کینگ مارو، شخصیت‌ها مهم‌تر از جهان داستان هستند.

او هنگام ساخت Kill the King ابتدا شخصیت‌ها را شکل داده و سپس داستان را حول آنها ساخته است.

«برای من یک شخصیت با داستان جالب خیلی مهم‌تر از یه روایته که صرفا توش شخصیت‌ها هم هستن.»

در مرکز این ماجرا هم یک عنصر اصلی قرار دارد:

پادشاهی که می‌خواهد کشته شود.

اما شخصیت‌ها در خلأ ساخته نشده‌اند.

کینگ مارو تلاش می‌کند شخصیت‌ها را برای یکدیگر طراحی کند تا هرکدام مکمل دیگری باشند و بخشی از نیاز روایی دیگری را پوشش دهند.

برای مثال، پس از ساخت پادشاه، شوالیه‌ای برای او طراحی شد تا بتواند بخشی از پرسش‌هایی را که شخصیت پادشاه در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند، پاسخ دهد.

الوود یا دان؛ کدام شخصیت محبوب‌تر است؟

وقتی از کینگ مارو می‌پرسیم کدام شخصیت Kill the King را بیشتر دوست دارد، پاسخ چندان ساده نیست.

او ابتدا از الوود، پادشاه داستان، به عنوان شخصیتی جذاب یاد می‌کند؛ اما در نهایت انتخاب شخصی خودش دان است.

دان در معرفی اولیه، یک شورشی و شوالیه‌ای قدرتمند و سخت‌گیر به نظر می‌رسد؛ اما با پیشرفت داستان، وجه مهربان‌تر و نرم‌تری از او آشکار می‌شود.

گذشته رمانتیک دان نیز به شخصیت او عمق بیشتری می‌دهد.

اما کینگ مارو معتقد است چیزی که دان را برای خودش جذاب می‌کند، نه شوالیه بودن او و نه حتی وجه عاطفی داستان است. به گفته خودش، دان شخصیتی تاریک‌تر از چیزی است که در داستان تاکنون دیده‌ایم. و ظاهراً برای فهمیدن این بخش از شخصیت دان باید صبر کنیم.

کینگ مارو با لحنی شیطنت‌آمیز می‌گوید:

«چون هنوز به قسمت‌های خوب مانگا نرسیدیم، من برای شما اسپویلش نمی‌کنم! بیاید باهم از گذشته سپیده خانم در آینده خبردار بشیم.»

یکی از لطیف‌ترین لحظات  Kill the King

در میان قسمت‌های منتشرشده، کینگ مارو یکی از ملاقات‌های الوود و دان را بیشتر از بقیه دوست دارد.

این شخصیت‌ها در داستان بیش از یک بار با یکدیگر ملاقات می‌کنند، اما یکی از این صحنه‌ها به گذشته دان مربوط می‌شود.

دان پس از فرار از خانه، کنار برکه زمین می‌خورد و الوود او را می‌بیند.

دان با دیدن تصویر خودش در آب گریه می‌کند؛ چون تصور می‌کند چهره‌اش نحس به نظر می‌رسد.

اما واکنش الوود کاملاً متفاوت است.

او دان را «پری» خطاب می‌کند.

برای کینگ مارو، پاکی و معصومیت این لحظه اهمیت زیادی دارد.

«یکی از لطیف‌ترین لحظاتی که توی مانگا به تصویر کشیدم...»

پشت صحنه ساخت  Kill the King

ساخت مانگا از بیرون شاید فقط طراحی چند صفحه به نظر برسد، اما فرآیندی چندمرحله‌ای است.

کینگ مارو ابتدا یک متن کلی از اتفاقاتی که قرار است در یک ولوم رخ دهد می‌نویسد. نقاط اوج، بخش‌هایی از گذشته شخصیت‌ها که باید آشکار شوند و پایان‌بندی، در همین مرحله مشخص می‌شوند.

این مرحله برای Kill the King  اهمیت ویژه‌ای دارد، چون داستان به‌شدت به گذشته شخصیت‌ها گره خورده است.

بعد از مشخص‌شدن روایت، نوبت استوری‌بورد می‌رسد.

پس از آن، صفحات روی کاغذ اسکچ می‌شوند. وقتی تعداد صفحات به مقدار مناسبی رسید، کار ادامه پیدا می‌کند و پس از پایان چپتر، صفحات اسکن و ادیت شده و در نهایت به صورت دیجیتال لاین و جوهری می‌شوند.

به گفته کینگ مارو، اگر وقت کاملاً آزاد داشته باشد، می‌تواند در یک روز حدود پنج صفحه را کامل کند.

کینگ مارو؛ یک هنرمند سنتی در عصر دیجیتال

کینگ مارو خودش را یک  Traditional Artist می‌داند و به همین دلیل ارتباط با ابزارهای دیجیتال برایش همیشه ساده نبوده است.

او هنوز طراحی مانگا روی کاغذ را لذت‌بخش‌تر می‌داند.

اما در نهایت، از عصر دیجیتال هم نمی‌توان فرار کرد.

به همین دلیل فرآیند تولید او ترکیبی شده است:

اسکچ روی کاغذ → اسکن → لاین و جوهری دیجیتال

این ترکیب باعث شده Kill the King  نیز در طول مسیر تولید، تغییراتی در ظاهر داشته باشد.

سخت‌ترین بخش ساخت مانگا؟ پنل‌بندی

وقتی از کینگ مارو درباره سخت‌ترین بخش ساخت مانگا می‌پرسیم، جوابش سریع و مشخص است:

پنل‌بندی.

از نظر او پنل‌بندی چیزی فراتر از کنار هم گذاشتن قاب‌های یک صفحه است.

پنل‌بندی، چشم مخاطب را در صفحه حرکت می‌دهد، ریتم احساسات را تعیین می‌کند و روایت را هدایت می‌کند.

«این پنل‌بندیه که چشم مخاطب رو روی صفحات با ریتم خودش می‌چرخونه، احساسات هر قسمت رو نشون میده و روایت رو مثل یه رقص به دست می‌گیره.»

به همین دلیل، او پنل‌بندی را یکی از مهم‌ترین اصول طراحی کمیک می‌داند.

ساخت یک چپتر ۳۰ صفحه‌ای چقدر زمان می‌برد؟

برای کینگ مارو، یک چپتر ۳۰ صفحه‌ای پروژه کوچکی نیست.

لاین و جوهری کردن صفحات حدود یک هفته زمان می‌برد، اما بخش اصلی زمان صرف طراحی و اسکچ صفحات می‌شود.

در مجموع، ساخت یک چپتر ۳۰ صفحه‌ای برای او تقریباً به یک ماه تلاش شبانه‌روزی نیاز دارد؛ آن هم در شرایطی که همه کارها را به تنهایی انجام دهد.

این مسئله تصویری واقعی‌تر از حجم کاری می‌دهد که پشت انتشار هر چپتر قرار دارد.

از یک وان‌شات تا MANGA Plus Creators

یکی از جالب‌ترین بخش‌های داستان Kill the King این است که قرار نبود این اثر به یک مجموعه طولانی تبدیل شود.

کینگ مارو در ابتدا قصد داشت داستان را در قالب یک وان‌شات یا نهایتاً سه چپتر تمام کند. اما هرچه جلوتر رفت، علاقه خودش به طراحی مانگا و یادگیری این هنر بیشتر شد. از طرف دیگر، استقبال مخاطبان ایرانی نیز ادامه مسیر را برایش جذاب‌تر کرد. در نهایت تصمیم گرفت شانس اثر را در پلتفرم‌های خارجی امتحان کند.

تجربه انتشار بین‌المللی

کینگ مارو اعتراف می‌کند که پیش از انتشار اثر، همیشه نگران بود که شاید در حدی نباشد که اثرش در کنار هنرمندان خارجی قرار بگیرد، چه برسد به اینکه واقعاً خوانده شود.

اما تجربه MANGA Plus برایش نتیجه دیگری داشت.

«این تجربه ثابت کرد نه اونقدرا هم چیز ترسناکی نیست؛ فقط باید انجامش داد و کم‌کم همه چیز بهتر میشه.»

رتبه پنجم در Monthly Awards؛ اتفاقی که انتظارش را نداشت

وقتی Kill the King در Monthly Awards  اکتبر ۲۰۲۵ رتبه پنجم را به دست آورد، کینگ مارو اصلاً انتظارش را نداشت.

از نگاه خودش، این پروژه در ابتدا بیشتر یک تجربه و حتی نوعی آزمایش بود. او حتی معتقد بود نخستین چپتر اثر از نظر پنل‌بندی و طراحی شخصیت‌ها نقاط ضعفی دارد و خودش هم آن را اثری کاملاً پخته نمی‌دانسته است. اما همان اثری که تصور می‌کرد شاید فقط برای شوخی وارد رقابت شود، در هفته اول به رتبه‌های بالای جدول رسید و برای سه هفته در میان سه اثر برتر باقی ماند.

این اتفاق برای او غیرمنتظره بود. نه نقشه بزرگی پشت انتشار اثر بود و نه انتظار خاصی برای موفقیت وجود داشت. فقط یک اثر ساخته شده بود و قرار بود امتحان شود.

مخاطب بین‌المللی؛ چیزی فراتر از انتظار

کینگ مارو حتی انتظار نداشت مخاطبان بین‌المللی به اثرش توجه کنند.

او می‌گوید تصور می‌کرد احتمالاً اثرش نادیده گرفته خواهد شد.

اما در MANGA Plus تعداد بازدیدها به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرد و مخاطبان استقبال زیادی از اثر کردند.

«صادقانه من هیچ وقت کار خودم رو در سطحی نمی‌دیدم که تو خود ایران هم مخاطب داشته باشم چه برسه به مخاطب بین‌المللی.»

این تجربه یکی از مهم‌ترین درس‌هایی بود که Kill the King برای خالقش داشت:

گاهی لازم نیست اول مطمئن باشی آماده‌ای؛ باید وارد میدان شوی و نتیجه را ببینی.

یک مانگاکای ایرانی در مسیر انتشار جهانی

فعالیت بین‌المللی برای یک هنرمند ایرانی البته بدون چالش نیست.

از نظر کینگ مارو، ترجمه اهمیت زیادی دارد و محدودیت دسترسی به بعضی پلتفرم‌ها از داخل ایران نیز مشکلات خودش را ایجاد می‌کند.

اما یک مانع مهم‌تر وجود دارد:

اعتمادبه‌نفس.

او پیش از انتشار جهانی Kill the King تصور می‌کرد باید ابتدا به سطح مشخصی از طراحی و داستان‌پردازی برسد. اما تجربه‌اش خلاف این تصور را ثابت کرد.

«همیشه فکر میکردم تا به سطح خاصی از طراحی و داستان پردازی نرسم نمیتونم کار رو به صورت جهانی منتشر کنم اما خب تجربه خلافش رو ثابت کرد...»

آیا مانگای ایرانی می‌تواند مخاطب جهانی داشته باشد؟

کینگ مارو در پاسخ به این سؤال که آیا یک مانگای ایرانی می‌تواند مخاطب بین‌المللی پیدا کند، پاسخ روشنی دارد:

بله. چرا که نه؟

از نگاه او، مخاطب در نهایت می‌تواند از یک اثر تمیز، داستان خوب و طراحی زیبا لذت ببرد، فارغ از ملیت سازنده.

البته او معتقد است مسیر رسیدن به بازار جهانی ساده نیست. مانگا خاستگاه ژاپنی دارد و کشورهای مختلف سال‌هاست در این حوزه فعالیت حرفه‌ای می‌کنند. در ایران نیز این هنر هنوز به اندازه برخی کشورهای دیگر ریشه و سابقه ندارد.

اما این به معنی غیرممکن بودن موفقیت نیست.

کینگ مارو برای هنرمندانی که می‌خواهند این مسیر را شروع کنند، روی چند اصل تأکید می‌کند:

1.    مطالعه درست

شناخت ساختار مانگا و کمیک و مطالعه آثار مختلف.

2.    تمرین اصولی

یادگیری طراحی، داستان‌پردازی، پنل‌بندی و سایر مهارت‌های لازم.

3.    پشتکار

ادامه دادن مسیر حتی زمانی که نتیجه فوری نیست.

اگر Kill the King فارسی منتشر می‌شد چه؟

یکی از جالب‌ترین بخش‌های گفت‌وگو، نگاه کینگ مارو به مخاطبان ایرانی است.

او معتقد است اگر Kill the King  به زبان فارسی منتشر می‌شد، حتی ممکن بود بازخورد بیشتری دریافت کند. چرا که این مانگا در ابتدا برای او بیشتر یک پروژه تمرینی بود و فصل اول آن را پیش از انتشار در MANGA Plus و Webtoon، به صورت رایگان در کانال شخصی تلگرامش برای مخاطبان ایرانی منتشر کرده بود.

او تأکید می‌کند که مخاطبان ایرانی برایش اهمیت زیادی دارند. به گفته خودش، در مسیر فعالیت هنری، تشویق‌ها بسیار بیشتر از انتقادها و سرکوب‌ها بوده و همین حمایت برایش امیدبخش است.

بزرگ‌ترین مانع کینگ مارو چه بود؟

شاید یکی از صادقانه‌ترین جواب‌های این مصاحبه همین باشد.

وقتی از کینگ مارو درباره بزرگ‌ترین مانع مسیرش می‌پرسیم، می‌گوید:

«بزرگترین مانع برای من در این مسیر، خود من بودم!»

ترس از آینده، نگرانی درباره کیفیت اثر، مقایسه با آثار دیگر، نگرانی درباره بازخورد مخاطبان و شک درباره اینکه آیا مسیر درستی را انتخاب کرده یا نه، چیزهایی بودند که او با آنها دست‌وپنجه نرم کرده است.

آینده Kill the King چه می‌شود؟

کینگ مارو قصد دارد Kill the King  را به پایان برساند و برای پایان داستان برنامه دارد. اما درباره ادامه مسیر این اثر هنوز کاملاً مطمئن نیست. دلیلش هم به تجربه اول بودن پروژه برمی‌گردد.

Kill the King  اولین تجربه جدی او در ساخت مانگا بوده و به همین دلیل نواقص کوچک و بزرگی دارد. همچنین حدود ۴۰ صفحه اول اثر به صورت سنتی و بخش‌های بعدی به صورت دیجیتال تولید شده‌اند که باعث شده یکدستی بصری اثر کمی تغییر کند. او حتی به بازطراحی و ویرایش بخش‌های ابتدایی فکر کرده است.

اما یک سؤال مهم باقی می‌ماند: آیا بهتر است زمان زیادی صرف اصلاح یک اثر قدیمی شود یا این زمان برای ساخت آثار جدید و بهتر استفاده شود؟ کینگ مارو هنوز پاسخ قطعی این سؤال را نمی‌داند. شاید نظر مخاطبان Kill the King  نیز در تصمیم نهایی او نقش داشته باشد.

پروژه‌های بعدی کینگ مارو

Kill the King  تنها داستانی نیست که در ذهن کینگ مارو وجود دارد.

او در اواخر ولوم اول این اثر، یک وان‌شات ۲۴ صفحه‌ای با عنوان «تپه‌ای پر از گل‌های آفتابگردان» نوشته است. این اثر در ژانر درام قرار دارد و برای دو مسابقه ارسال شده، اما هنوز در هیچ سایت یا پلتفرمی منتشر نشده است.

کینگ مارو در حال حاضر بیشتر تلاش می‌کند زمان خود را روی وان‌شات‌های کوتاه و باکیفیت بگذارد تا تجربه بیشتری در داستان‌پردازی به دست آورد. در کنار آن، پروژه دیگری نیز در دست دارد: یک اثر تک‌ولومی با ژانر جنایی و درام که قرار است پس از پایان فصل دوم Kill the King  روی آن کار کند.

آیا Kill the King چاپی می‌شود؟

پاسخ کینگ مارو به این سؤال کاملاً روشن است:

بله، خیلی زیاد.

در حال حاضر روی تایپ و ادیت مجدد صفحات کار می‌شود و احتمال دارد Kill the King در آینده به صورت خصوصی چاپ شده و برای فروش عرضه شود.

اگر یک ناشر ژاپنی پیشنهاد همکاری بدهد چه؟

برای یک مانگاکا، همکاری با یک ناشر بزرگ ژاپنی احتمالاً یکی از بزرگ‌ترین رویاهاست.

کینگ مارو نیز از این قاعده مستثنی نیست. اما وقتی درباره چنین پیشنهادی صحبت می‌کند، در کنار بحث حقوق و پذیرش ملیتش، یک خواسته بسیار مشخص دارد: زمان کافی برای ساخت هر چپتر.

او در حال تحصیل در دانشگاه است و امیدوار است اگر روزی چنین فرصتی به وجود آمد، زمان کافی برای انجام کارهای دانشگاهی نیز داشته باشد.

کینگ مارو دنبال یک «هدف نهایی» نیست

شاید زیباترین بخش مصاحبه همین جا باشد.

وقتی از کینگ مارو درباره هدف نهایی‌اش به عنوان یک هنرمند می‌پرسیم، انتظار داریم از یک جایگاه مشخص، یک ناشر بزرگ یا موفقیت بین‌المللی صحبت کند. اما جوابش متفاوت است:

«خب من هدف نهایی ندارم.»

او خودش را به تکه چوبی روی موج دریا تشبیه می‌کند؛ آزاد و رها، بدون اینکه بخواهد برای زندگی حرفه‌ای‌اش در ایران انتظارات سنگین و مشخصی تعیین کند. می‌خواهد ذهنش مثل باد آزاد باشد و به هرجا که خواست برود تا داستان‌هایی پیدا کند که مردم را خوشحال کنند، بخندانند و احساسشان کنند.

هدفش فقط موفقیت نیست. او می‌خواهد داستان‌هایی بنویسد که در خواننده حس تعلق به زندگی ایجاد کنند. و اگر موفق شود، خوشحال خواهد شد. اگر هم موفق نشود، قرار نیست تمام مسیر برایش بی‌معنا شود.

اگر به کینگ ماروی قبل از Kill the King برگردیم...

در پایان، همان سؤال طلایی را از او پرسیدیم:

اگر به کینگ مارویی که قبل از ساخت Kill the King بودید برگردید، چه توصیه‌ای به او می‌کنید؟

پاسخش مجموعه‌ای از نکته‌های فنی و شخصی بود:

«پنل‌بندی رو بیشتر مطالعه کن، صفحات و قبل از تایپ به چاپخونه ببر و با دستگاه اسکن کن، از ماژیک الکلی ارزون استفاده نکن، به خودت مطمئن باش و لطفا برای اولین کارت این داستان سریالی رو انتخاب نکن!»

این جواب شاید خلاصه کاملی از مسیر Kill the King  باشد.

یک هنرمند که هم‌زمان با ساخت اولین پروژه جدی خودش، داشت ساخت مانگا را یاد می‌گرفت. اشتباه می‌کرد، اصلاح می‌کرد، تجربه به دست می‌آورد و جلو می‌رفت. و شاید مهم‌ترین بخش این توصیه‌ها همان جمله کوتاه باشد:

به خودت مطمئن باش.

کینگ مارو و داستانی که هنوز تمام نشده

داستان Kill the King  فقط درباره پادشاهی نیست که می‌خواهد کشته شود.

بخشی از جذابیت آن را می‌توان در مسیر خود سازنده‌اش پیدا کرد؛ هنرمندی که ورودش به دنیای مانگا تقریباً اتفاقی بود، قرار بود یک وان‌شات بسازد، اما در ادامه به ساخت یک مجموعه چندچپتری رسید و اثرش را در برابر مخاطبان بین‌المللی قرار داد.

کینگ مارو هنوز خودش را در حال یادگیری می‌داند. هنوز درباره آینده  Kill the King مطمئن نیست. هنوز پروژه‌های جدیدی در ذهن دارد. و هنوز هدف نهایی مشخصی برای خودش تعیین نکرده است. شاید همین بخش از داستان اهمیت بیشتری داشته باشد.

گاهی یک مسیر هنری از یک نقشه دقیق شروع نمی‌شود. یک دوست، یک مسابقه، یک ایده عجیب یا حتی یک «بیا ببینیم چی میشه» می‌تواند شروع ماجرا باشد. برای کینگ مارو، آن شروع به Kill the King رسید. حالا باید دید این پادشاه تا کجا می‌تواند از دست کسانی که می‌خواهند او را بکشند فرار کند؛ و خود کینگ مارو تا کجا می‌تواند این مسیر را ادامه دهد.


درباره Kill the King

Kill the King مانگایی در ژانرهای معمایی و کمدی است که توسط کینگ مارو ساخته شده و در MANGA Plus Creators منتشر شده است.

این اثر در Monthly Awards اکتبر ۲۰۲۵ موفق شد رتبه پنجم را به دست آورد.

برای مطالعه مانگا، از صفحه رسمی اثر در MANGA Plus Creators  استفاده کنید.

برای دنبال‌کردن آثار و فعالیت‌های کینگ مارو می‌توانید به کانال تلگرامی او سر بزنید:

کانال تلگرام کینگ مارو