هایائو میازاکی: مردی که جادو را روی کاغذ میکشید
29 مرداد 01:10 · · خواندن 7 دقیقه اگر از کسی بپرسیم «انیمیشن ژاپنی را با چه چیزی به یاد میآوری؟»، احتمالاً یکی از اولین جوابها «استودیو جیبلی» و به دنبال آن شاهکار های میازاکی خواهد بود؛ وقتی اسم جیبلی میآید پس قطعا نام هایائو میازاکی را همراه با خودش یدک میکشد.
فقط یک کارگردان؟
میازاکی فقط یک کارگردان انیمیشن نیست! او کسی است که توانست کاری کند یک دختر بچه، یک گربه، یک قلعه پرنده، یک روح بیچهره یا حتی یک هیولای عجیبوغریب،کاملاً واقعی به نظر برسد....فیلمهایش پر از جادو هستند، اما عجیب اینجاست که معمولاً جادو مهمترین بخش داستان نیست؛ احساسات انسانیاند که جادو را باورپذیر میکنند.
از یک پسر عاشق هواپیما تا یکی از مشهورترین انیماتورها:
میازاکی در سال ۱۹۴۱ در توکیو متولد شد. او در دانشگاه علوم سیاسی و اقتصاد خواند، اما مسیر زندگیاش به جای سیاست، به سمت انیمیشن رفت. در سال ۱۹۶۳ به شرکت توئی انیمیشن پیوست و بهتدریج در زمینههایی مثل طراحی، انیمیت و برنامهریزی صحنه تجربه کسب کرد.
یکی از علاقههای قدیمی او پرواز و هواپیماها بود؛ علاقهای که بعدها بارها وارد آثارش شد. از قلعهای در آسمان و پونیو گرفته تا پورکو روسو و باد بر می خیزد، پرواز تقریباً همیشه جایی در دنیای میازاکی پیدا میکند.
این علاقه بیدلیل هم نبود؛ پدرش در کارخانهای کار میکرد که قطعات هواپیما تولید میکرد. شاید به همین دلیل است که در فیلمهای میازاکی، پرواز فقط یک حرکت فیزیکی نیست؛ گاهی نمادی از:
- آزادی
- فرار
- کشف کردن
- و رویا پردازی است
جیبلی چگونه متولد شد؟
در سال ۱۹۸۵، میازاکی به همراه ایسائو تاکاهاتا و تهیهکننده توشیو سوزوکی استودیو جیبلی را بنیان گذاشتند. اما جیبلی قرار نبود فقط یک کارخانه ساخت کارتون باشد. فلسفه کاری این گروه بر ساخت انیمیشنهای دستکشیده، داستانهای خلاقانه و دنیایی بنا شد که میتوانست هم برای کودکان و هم برای بزرگسالان معنا داشته باشد.
نتیجه؟ فیلمهایی مثل: همسایه من توتورو,سرویس تحویل کیکی, شاهزاده مونونوکه, شهر اشباح, قلعه متحرک هاول ,پونیو, باد برمیخیزد , پسر و مرغ ماهیخوار مجموعهای که بیش از آنکه شبیه یک سری فیلم معمولی باشد، شبیه مجموعهای از رویاهای متفاوت است. (studioghibli.jp)
ریسک بزرگ یا موفقیت؟
میازاکی یک «نقشه کامل» برای داستان ندارد!
اینجا یکی از جالبترین قسمتهای روش کاری میازاکی است. خیلی از نویسندگان و فیلمسازان ابتدا داستان را کامل طراحی میکنند، بعد سراغ تولید میروند. اما میازاکی گاهی مسیر متفاوتی دارد. او در فرایند ساخت بعضی فیلمها، داستان را همزمان با طراحی استوریبورد جلو میبرد. یعنی همهچیز از همان ابتدا کاملاً مشخص نیست و حتی خود سازندگان ممکن است هنگام تولید بفهمند داستان دقیقاً به کجا خواهد رفت!
میازاکی خودش این روش را روشی «خطرناک» توصیف کرده است. (Creative Bloq)
این موضوع برای یک انیماتور شاید کمی ترسناک باشد! تصور کنید تولید یک فیلم بلند را شروع کنید و هنوز دقیقاً ندانید پایانش چه خواهد شد. اما همین روش میتواند باعث شود داستان در طول ساخت، طبیعیتر رشد کند.
چرا قهرمانهای میازاکی اینقدر دوستداشتنیاند؟
یک ویژگی جالب در آثار میازاکی این است که قهرمانهای او معمولاً آدمهای شکستناپذیر نیستند. چیهیرو در شهر اشباح یک دختر بچه معمولی است. کیکی در ابتدا اعتمادبهنفس کاملی ندارد. سان در شاهزاده مونونوکه خشم و درد زیادی با خود حمل میکند. و حتی شخصیتهایی که ظاهراً قدرتمند هستند، مشکلات و تناقضهای خودشان را دارند.
میازاکی علاقه زیادی دارد شخصیتهایی بسازد که خوب یا بد بودنشان مشخص نباشد. حتی بسیاری از شخصیتهایی که در ابتدا شبیه «شرور» به نظر میرسند، دلیل و احساسات خودشان را دارند. در نتیجه مخاطب مجبور میشود به جای اینکه فقط بگوید: «این آدم بده، پس باید شکست بخورد!» از خودش بپرسد: «اصلاً چرا این آدم اینطور شده؟» و این دقیقاً یکی از چیزهایی است که داستانهای جیبلی را از بسیاری از انیمیشنهای معمولی جدا میکند.
طبیعت؛ یکی از بخش های اصلی در دنیای میازاکی
طبیعت فقط پس زمینه نیست! جنگلها، رودخانهها، حیوانات و موجودات عجیب، اغلب بخشی از خود داستاناند. شاهزاده مونونوکه نمونه بسیار خوبی است؛ این فیلم که در 1997 توسط استودیو جیبیلی اکران شد, درباره برخورد انسان با طبیعت و پیامدهای توسعه و فناوری و بهره برداری بیش از حد انسان ها از طبیعت است.
اما میازاکی معمولاً نمیگوید: «انسانها بد هستند و طبیعت خوب است.»
موضوع پیچیدهتر است,انسانها برای زندگی و پیشرفت به منابع نیاز دارند، اما طبیعت هم حق حیات دارد. به همین دلیل جهان او بیشتر شبیه یک گفتوگو میان انسان و طبیعت است تا یک جنگ ساده میان خوب و بد.
آکادمی موزه فیلمهای میازاکی را دارای مضامینی مانند کشف خود، صلحطلبی، محیط زیست و رابطه انسان با فناوری و تخریب توصیف کرده است. (موزه آکادمی فیلمسازی - زمانبندی)
از رویا تا طلق های سلولوئیدی:
شاید این نکته برایتان جالب باشد که تولیدات استودیو جیبیلی به صورت سل انیمیشن* و کاملا به روش سنتی یعنی طراحی روی کاغذ انجام می شود و همین امر سبب ایجاد جذابیت بیشتر انیمیشن های این استودیو میشود;زیرا لرزش نا محسوس دست در هنگام طراحی فریم ها(قاب های) انیمیشن باعث زنده تر شدن خطوط و در نتیجه جذابیت بصری بیشتر میشود
اما این روش ضرر هایی نیز به همراه دارد از جمله:
- پروسه طولانی
- نیاز شدید و مداوم به موادی مانند رنگ و طلق مخصوص وکاغذ و......
- نیاز به تعداد زیادی انیماتور
- احتمال خراب شدن فریم ها
- و ...
و حالا یک راز مهم: چرا دنیای جیبلی اینقدر واقعی به نظر میرسد؟
یکی از دلایلش این است که میازاکی به جزئیات کوچک اهمیت زیادی میدهد. یک شخصیت فقط نمیدود؛ ممکن است قبل از دویدن مکث کند. فقط غذا نمیخورد؛ ممکن است لقمه را با دقت بجود. فقط وارد اتاق نمیشود؛ ممکن است کفشهایش را دربیاورد، اطراف را نگاه کند و بعد بنشیند. همین جزئیات ساده باعث میشوند شخصیتها مثل موجوداتی واقعی رفتار کنند. به همین دلیل وقتی در همسایه من توتورو یک شخصیت کاری کاملاً معمولی انجام میدهد، ممکن است همان صحنه برایمان به اندازه یک صحنه جادویی جذاب باشد.
در نمایشگاه بزرگ میازاکی در آکادمی موزه، بیش از ۳۰۰ اثر از جمله استوریبوردها، طراحی شخصیتها، لِیاوتها، پسزمینهها و مواد تولیدی آثار او به نمایش گذاشته شد؛ چیزی که نشان میدهد پشت این دنیاهای ظاهراً ساده، حجم عظیمی از طراحی و کار دستی وجود دارد. (موزه آکادمی فیلمسازی - زمانبندی)
موفقیت جهانی: از «شهر اشباح» تا اسکار
شهر اشباح در سال ۲۰۰۱ ساخته شد و به یکی از مهمترین آثار میازاکی تبدیل شد. این فیلم در سال ۲۰۰۳ جایزه اسکار بهترین فیلم پویانمایی را دریافت کرد و میازاکی در سال ۲۰۱۴ نیز اسکار افتخاری گرفت. (اسکارز)
اما شاید جالبتر از جایزهها این باشد که فیلمی با شخصیتهایی کاملاً ژاپنی، افسانهها و فضای فرهنگی خاص خودش، توانست با مخاطبان سراسر دنیا ارتباط برقرار کند. چرا؟ چون احساساتی که دربارهشان حرف میزند جهانیاند: ترس، تنهایی، دوستی، خانواده، رشد کردن، از دست دادن و پیدا کردن شجاعت.
میازاکی و «بازنشستگی» معروفش
یک شوخی قدیمی درباره میازاکی وجود دارد: میازاکی بازنشسته میشود... و بعد دوباره فیلم میسازد! او چندین بار اعلام کرده که از ساخت فیلمهای بلند کنارهگیری میکند، اما دوباره به پروژهای جدید برگشته است. (Metropolis Japan)
آخرین فیلم بلند او، پسر و مرغ ماهیخوار، در سال ۲۰۲۳ منتشر شد و نشان داد که حتی در سنین بالا هم هنوز حاضر است وارد یک دنیای تازه و عجیب شود. شاید بتوان گفت بازنشستگی برای میازاکی بیشتر شبیه یک توقف کوتاه برای نفس کشیدن است تا پایان کار. اما شاید مهمترین درس میازاکی برای یک انیماتور این باشد که لازم نیست برای ساختن یک داستان خوب، همیشه یک دنیای کاملاً عجیب و پیچیده داشته باشی. گاهی یک دختر که به مدرسه میرود. یک پیرمرد که کنار باغش زندگی میکند. یک بچه که کنار رودخانه بازی میکند. یا حتی یک گربه که از پنجره بیرون را نگاه میکند... میتواند شروع یک داستان فوقالعاده باشد. میازاکی جادو را از دنیای واقعی جدا نمیکند؛ او جادو را داخل دنیای واقعی پیدا میکند. شاید به همین دلیل است که وقتی فیلمهایش را میبینیم، برای چند ساعت باور میکنیم که پشت جنگل خانهمان شاید یک موجود عجیب زندگی کند، در آسمان یک قلعه پرنده حرکت کند و اگر خیلی خوب گوش کنیم، شاید صدای یک روح کوچک را از دور بشنویم. و شاید این بزرگترین جادوی هایائو میازاکی باشد: او کاری میکند دوباره مثل یک کودک به جهان نگاه کنیم، بدون اینکه مجبور باشیم کودک بمانیم.
*: تکنیک سل انیمیشن
این اسم از طلق های شفاف مورد استفاده در این تکنیک یعنی طلق های سلولوئیدی نشئت میگیرد.
در این روش بکگراند کهبرای مثال شامل اسمان و چیز هایی در دور دست مانند کوه هست,میت گراند که اکثرا برای مثال شامل زمین یا درختان و غیره هست و در نهایت فور گراند که اجسام بسار نزدیک را شامل میشود به وسیله مداد-رنگ و روغن-ابرنگ یا ... روی کاغذ مقوا یا دیگر موارد به صورت دستی طراحی میشود و بعد کاراکتر ها و اجسامی که قرار است حرکت داشته باشند بر روی طلق طرحی و رنگ امیزی میشوند و بین این لایه ها قرار میگیرند.