نقد و بررسی انیمیشن Toy Story 5
50 دقیقه پیش · · خواندن 7 دقیقه وقتی بازگشت وودی به ضرر داستان تمام میشود
هشدار: این مطلب داستان Toy Story 5 را اسپویل میکند.
پس از سالها، مجموعهی Toy Story بار دیگر به سراغ داستانی دربارهی اسباببازیهایی رفته است که احساس میکنند جایگاه خود را در دنیای کودکان از دست دادهاند. این بار اما تهدید اصلی نه یک اسباببازی رقیب یا جدایی از صاحبشان، بلکه فناوری است؛ ورود تبلت هوشمندی به نام Lilypad باعث میشود بانی بیش از گذشته جذب دنیای دیجیتال شود و اسباببازیهای قدیمیتر با این سؤال روبهرو شوند که آیا هنوز جایی در زندگی او دارند یا نه.
ایدهی مرکزی Toy Story 5 بهخودیخود یکی از جذابترین ایدههای مجموعه است. فیلم تلاش میکند دربارهی تغییر شیوهی بازی کودکان، وابستگی به تکنولوژی و ترس از کنار گذاشته شدن صحبت کند؛ موضوعی که کاملاً با هویت مجموعهی Toy Story همخوانی دارد. مشکل اصلی فیلم نه ایدهی آن، بلکه نحوهی استفاده از شخصیتها و مخصوصاً بازگرداندن وودی است.
جسی؛ شخصیتی که بالاخره فرصت درخشیدن پیدا میکند

یکی از بهترین تصمیمهای Toy Story 5 این است که جسی را به مرکز داستان میآورد. جسی از زمان Toy Story 2 یکی از شخصیتهایی بوده که گذشتهی بسیار غنی و احساسی داشته، اما معمولاً در داستانهای بعدی در کنار وودی و باز قرار گرفته است. حتی در Toy Story 2 گذشتهی تلخ او و ترسش از رها شدن بخش مهمی از شخصیتپردازیاش بود.
در قسمت پنجم، این ترس دوباره به شکل متفاوتی ظاهر میشود. جسی حالا مسئولیت بیشتری دارد و باید با شرایطی روبهرو شود که به او یادآوری میکند اسباببازیها ممکن است یک روز دیگر برای صاحبشان جذاب نباشند.
این انتخاب باعث میشود جسی برای اولین بار واقعاً بتواند به عنوان یک شخصیت اصلی بدرخشد، نه صرفاً عضوی از گروه.
حتی گزارشهای منتشرشده دربارهی صحنههای حذفشدهی فیلم نشان میدهند که سازندگان از ابتدا تلاش زیادی برای پرداختن به گذشتهی جسی و مسئلهی رهاشدن او انجام دادهاند.
به همین دلیل، به نظر میرسد Toy Story 5 بیش از هر چیز متعلق به جسی است.

مشکل بزرگ فیلم: بازگشت وودی
اما درست در همین نقطه، فیلم یکی از بزرگترین مشکلاتش را ایجاد میکند.
بازگشت وودی به خودی خود اتفاق بدی نیست. وودی یکی از مهمترین شخصیتهای تاریخ انیمیشن است و حضور دوبارهی او میتواند برای مخاطب قدیمی لذتبخش باشد. مشکل این است که داستان به او اجازه میدهد دوباره بیش از اندازه مهم شود.
پایان Toy Story 4 برای وودی بسیار مشخص بود. او تصمیم گرفت از بانی و گروه قدیمی جدا شود و زندگی جدیدی را در کنار بو پیپ و گروه نجات اسباببازیها شروع کند. این پایان، نتیجهی منطقی مسیری بود که شخصیت وودی از قسمت اول طی کرده بود.
اما در Toy Story 5 دوباره وودی را به اتاق بانی برمیگردانیم و او وارد همان درگیری قدیمی برای حفظ جایگاه اسباببازیها میشود. حتی داستان رسمی پیکسار نیز بازگشت وودی را به مأموریتی برای کمک به باز و پیدا کردن جسی و بولزآی مرتبط میکند.
اینجا این سؤال ایجاد میشود:
اگر قرار بود وودی دوباره به همان مرکز داستان برگردد، پس اتفاقات و نتیجهی Toy Story 4 دقیقاً چه معنایی داشت؟
به نظرم فیلم میتوانست انتخاب بسیار بهتری داشته باشد: وودی باید یک شخصیت مکمل میبود.
او میتوانست در ابتدای داستان برگردد، متوجه شود جسی و باز به کمک نیاز دارند و سپس نقش یک راهنما یا دوست قدیمی را ایفا کند. در این حالت، وودی همچنان حضور مهمی در فیلم داشت، اما داستان به او تعلق نمیگرفت.
این تصمیم هم به پایان Toy Story 4 احترام بیشتری میگذاشت و هم اجازه میداد باز و جسی واقعاً داستان خودشان را داشته باشند.

باز لایتیر؛ شخصیتی که میتوانست بیشتر بدرخشد
یکی دیگر از قربانیان حضور پررنگ وودی، باز است.
در این قسمت باز قرار است نقش معاون جسی را داشته باشد و در غیاب او نظم اتاق را حفظ کند. حتی معرفی رسمی شخصیت نیز او را در چنین جایگاهی قرار میدهد.
اما وقتی وودی وارد داستان میشود، رابطهی قدیمی وودی و باز دوباره بخش زیادی از توجه فیلم را به خودش اختصاص میدهد.
این در حالی است که باز میتوانست در این فیلم یکی از مهمترین شخصیتها باشد. او برای اولین بار میتوانست واقعاً در موقعیتی قرار بگیرد که بدون وودی مسئولیت داشته باشد و رابطهی او با جسی نیز عمق بیشتری پیدا کند.
به نظرم فیلم در این بخش کمی فرصتسوزی میکند.
پیام فیلم؛ یکی از نقاط قوت
با وجود این مشکلات، نمیتوان منکر شد که ایدهی اصلی فیلم جذاب است.
Toy Story 5 دربارهی دشمنی سادهی «اسباببازیهای قدیمی در برابر تکنولوژی» نیست. Lilypad خودش معتقد است که میتواند به بانی کمک کند و حتی هدفش این است که او را به دوستانش نزدیکتر کند.
این نکته باعث میشود پیام فیلم نسبت به یک داستان سادهی «تکنولوژی بد است» پیچیدهتر باشد.
فیلم در نهایت دربارهی این سؤال است که آیا تکنولوژی میتواند جای تجربهی واقعی بازی و ارتباط انسانی را بگیرد؟
این موضوع برای Toy Story انتخاب مناسبی است، چون از همان ابتدا مجموعه دربارهی تغییر، بزرگ شدن و ترس از جایگزین شدن بوده است.
در قسمت اول، وودی از ورود باز میترسید. در قسمت دوم، با مفهوم کنار گذاشته شدن و تبدیل شدن به یک وسیلهی کلکسیونی مواجه شد. در قسمت سوم، اسباببازیها با بزرگ شدن اندی روبهرو شدند. و حالا در قسمت پنجم، آنها با جهانی روبهرو شدهاند که خود مفهوم بازی در حال تغییر است.
از این نظر، ایدهی فیلم کاملاً با DNA مجموعه هماهنگ است.

اسباببازیهای جدید؛ همه لازم نبودند
یکی دیگر از ضعفهای فیلم، شخصیتهای جدید آن هستند.
Lilypad به عنوان یک شخصیت جدید، دلیل مشخصی برای حضور دارد و مستقیماً با موضوع اصلی فیلم ارتباط پیدا میکند. اما بعضی از اسباببازیهای جدید چنین نقشی ندارند و بیشتر شبیه شخصیتهایی هستند که برای اضافه کردن شوخی یا تنوع به داستان وارد شدهاند.
مخصوصاً Smarty Pants، اسباببازی آموزش توالت، برای من یکی از آزاردهندهترین بخشهای فیلم بود. پیکسار قبلاً ثابت کرده که میتواند شخصیتهای کاملاً عجیب و غیرمعمولی مثل Forky خلق کند و از آنها شخصیتهای دوستداشتنی بسازد، اما این بار بعضی از شوخیهای مربوط به شخصیتهای جدید بیشتر از آنکه به داستان کمک کنند، ریتم آن را شلوغ میکنند.
خود پیکسار نیز شخصیتهای جدید متعددی از جمله Smarty Pants، Snappy و Atlas را معرفی کرده است.
مشکل این نیست که این شخصیتها بد هستند؛ مشکل این است که همهی آنها به یک اندازه ضروری نیستند.
آیا Toy Story 5 هنوز همان Toy Story قدیمی است؟
اینجا به بزرگترین انتقاد من از فیلم میرسیم.
Toy Story 5 فیلم بدی نیست. اتفاقاً از نظر داستان، ایده و بعضی از شخصیتها فیلم قابلتوجهی است. اما چیزی که نسبت به قسمتهای قبلی کم دارد، آن حس و حال خاص Toy Story است.
سه قسمت اول مجموعه علاوه بر داستان خوب، یک سادگی و صمیمیت خاص داشتند. داستانها دربارهی چیزهای بسیار سادهای بودند: دوست داشتن، کنار گذاشته شدن، بزرگ شدن، حسادت، ترس و خداحافظی.
قسمت پنجم جاهطلبانهتر است و میخواهد دربارهی فناوری، شکل جدید ارتباط کودکان و آیندهی بازی صحبت کند. این موضوعات جالباند، اما باعث شدهاند فیلم کمی بیشتر شبیه یک داستان مدرن دربارهی تکنولوژی باشد تا یک ماجراجویی کلاسیک Toy Story.
با این حال، فیلم همچنان لحظات احساسی و سرگرمکنندهی خودش را دارد و مهمتر از همه، نشان میدهد که این مجموعه هنوز میتواند شخصیتهایی غیر از وودی و باز را در مرکز توجه قرار دهد.

جمعبندی؛ یک Toy Story خوب، اما ضعیفترین قسمت مجموعه
در نهایت، Toy Story 5 برای من یک فیلم ۷ از ۱۰ است.
فیلم ایدهی بسیار خوبی دارد، پیامش بهروز و قابلتأمل است و مهمتر از همه، جسی بالاخره فرصتی پیدا میکند تا واقعاً بدرخشد. همچنین پایانبندی فیلم و ورود شخصیتها و ایدههای جدید میتواند راه را برای داستانهای آینده باز کند.
اما بازگشت وودی به نظرم بزرگترین اشتباه فیلم است. حضور او نهتنها باعث میشود باز کمتر بدرخشد، بلکه تا حدی با مسیری که شخصیت او در Toy Story 4 طی کرده بود نیز در تضاد قرار میگیرد. اگر وودی صرفاً یک شخصیت مکمل بود که برای کمک به باز و جسی بازمیگشت، داستان هم منسجمتر میشد و هم شخصیتهای اصلی این قسمت فرصت بیشتری برای رشد پیدا میکردند.
در کنار آن، تعدادی از شخصیتهای جدید نیز بیشتر از آنکه به داستان کمک کنند، باعث شلوغی آن شدهاند.
با همهی اینها، نمیتوان Toy Story 5 را یک شکست دانست. این فیلم نشان میدهد که هنوز میتوان از دنیای Toy Story داستانهای تازهای استخراج کرد؛ فقط شاید لازم باشد پیکسار در قسمتهای بعدی کمی بیشتر به شخصیتهای جدید اعتماد کند و کمتر تلاش کند با برگرداندن شخصیتهای قدیمی، نوستالژی مخاطب را هدف قرار دهد.
Toy Story 5 یک فیلم خوب است، اما ضعیفترین قسمت مجموعه؛ فیلمی که ایدهی جذابی دارد، جسی را به جایگاه شایستهاش میرساند و پیام قابلتأملی ارائه میدهد، اما در نهایت آن جادوی ساده و صمیمی قسمتهای قدیمی را ندارد.
امتیاز: ۷ از ۱۰
